تبليغاتX
برگ و باد

برگ و باد
پرواز تا بی نهایت 
قالب وبلاگ
لینک دوستان

 

 

اللهم عجل لولیک الفرج

 گل یاس دعا کن گل نرگس بیاید 

 

[ چهارشنبه سی ام آذر 1390 ] [ 16:20 ] [ محیا ]

سلام

بعداز مدتها اومدم....

اما مثل قبل نیستم...

یه حالی دارم که خرابه....یه دلی که گرفته ست.... و یه ...

دلی که دوست داره فقط گریه کنه....فقط و فقط.... از دلتنگی... از.... از خیلی چیزا....

نمیدونم چرا اینطوری شدم.... ولی حتی حوصله خودمم ندارم...

چه برسه به درس خوندم و ....

هم دلتنگم و هم دلگیر....

دلتنگ واسه روزایی که گذشت.... واسه روزایی که بهترین روزا بودن برام....

واسه کسایی که دوستتشون دارم... واسه دوستام.... واسه اونایی که همیشه باهام بودن

و...

دلگیرم از خودم ... چراش بماند.... فقط همین..دلگیرم از خودم....

برام خیلی دعا کنین ... خیلی

التماس دعا

یا علی مدد...

 


موضوعات مرتبط: دل نوشته ها
[ پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 ] [ 13:9 ] [ محیا ]

 

سلام

راستش این که حرفامو از کجا شروع کنم و چی بگم رو نمی دونم ولی.... ولی با صراحت میگم

خیلی زود گذشت امسال....خیلی زود....

تا اومدم به خودم بیام به پایان رسید.... نه ... اینا بهونه ست....

نمیدونم چرا اینقدر میخوام خودمو توجیه کنم که وقت کمه و این حرفا... اگه آدم بخواد

میتونه... مگه نه؟

خب امیدوارم این سال دیگه بتونم بهونه ها و حرفای بدون عملم رو کنار بذارم... بشه یه آدم

اهل عمل نه اهل حرف.... من امسال خیلی هدف ها وکارا تو ذهنم بود ولی به خیلی هاش

نرسیدم...شاید به خاطر نداشتن همون اراده ی که نتونستم....

البته امیدوارم بتونیم هممون امسال یه جوری خودمون رو ... ظاهر و باطنمون رو تغییر بدیم

که هم حضرت فاطمه زهرا (سلام الله) و هم .... هم حضرت مهدی(عج) ...امام زمانمون

بپسندند... و... مارو به عنوان یکی از یارانشون انتخاب کنند.... امیدوارم و ...

خیلی حیف شد که امسال رو هم باید در غیاب آقامون سال تحویل کنیم... پس بیاین امسال

هم موقع تحویل سال دعاکنیم ... دعا برای فرج...برای ظهور...

دوستان عیدتون پیشاپیش مبارک و امیدوارم سال خیلی خوبی رو در پیش داشته باشید.

دوستان دعا یادتون نره... واقعا محتاجم... مخصوصا این روزا که واقعا دلتنگم....

التماس دعا

یا علی.

 


موضوعات مرتبط: دل نوشته ها
[ سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390 ] [ 20:56 ] [ محیا ]

 

 

جغدی روی کنگره های قدیمی دنیا نشسته بود. زندگی را تماشا می کرد. رفتن و ردپای آن را

و آدم هایی را می دید که به سنگ و ستون، به در و دیوار دل می بندند. جغد اما می دانست که

سنگ ها ترک می خورند، ستون ها فرو می ریزند، درها می شکنند و دیوارها خراب می شوند.

او بارها و بارها تاجهای شکسته، غرورهای تکه پاره شده را لابلای خاکروبه های کاخ دنیا

دیده بود. او همیشه آوازهایی درباره دنیا و ناپایداری اش می خواند و فکر می کردشایدپرده های

ضخیم دل آدمها، با این آواز کمی بلرزد.

روزی کبوتری از آن حوالی رد می شد، آواز جغد را که شنید، گفت: بهتر است سکوت کنی و

آواز نخوانی. آدمها آوازت را دوست ندارند. غمگین شان می کنی. دوستت ندارند. می گویند بدیمنی

و بدشگون و جز خبر بد، چیزی نداری.قلب جغد پیر شکست و دیگر آواز نخواند.


سکوت او آسمان را افسرده کرد. آن وقت خدا به جغد گفت: آوازخوان کنگره های خاکی من!

پس چرا دیگر آواز نمی خوانی؟ دل آسمانم گرفته است.جغد گفت: خدایا! آدمهایت مرا و

آوازهایم را دوست ندارند.


خدا گفت: آوازهای تو بوی دل کندن می دهد و آدمها عاشق دل بستن اند. دل بستن به هر چیز

کوچک و هر چیز بزرگ. تو مرغ تماشا و اندیشه ای! و آن که می بیند و می اندیشد، به هیچ چیز

دل نمی بندد. دل نبستن سخت ترین و قشنگ ترین کار دنیاست. اما تو بخوان و همیشه بخوان که آواز

 تو حقیقت است و طعم حقیقت تلخ.


جغد به خاطر خدا باز هم بر کنگره های دنیا می خواند و آنکس که می فهمد،

می داند آواز او پیغام خداست.


عرفان نظرآهاري


موضوعات مرتبط: داستان
[ چهارشنبه هفدهم اسفند 1390 ] [ 16:54 ] [ محیا ]

 

دیدی که درد آمد و طاقت نداشتی / شاید برای درد لیاقت نداشتی

پس کو غرور سرخ غزلهای آبی ات / در خویش گم شدی و صداقت نداشتی

یادش بخیر رونق شبهای عاشقی / یک لحظه هم به دوریش عادت نداشتی

با دردهای تازه عجب تازه می شدی / هرگز برای شکوه شهامت نداشتی

برخیز و با اشاره ی او مست شو بخند / گر غم نبود حق سعادت نداشتی

سمیه حمزه ای

محیا تنهاییت تسلیت.... اشک بریز و اشک بریز....

روزها روزها سرگردانیت تسلیت... صبور باش که کتیبه سیاه زندگی تو نیز بسته خواهد شد...

خیلی زود... خیلی زود... به چشم بر هم زدنی ...

کاش آسمان با اشکهای من به رقابت برخیزد.... افسوس که او هم تنهایم گذاشت....

بی سروسامانیت تسلیت.....


موضوعات مرتبط: دل نوشته ها، شعر
[ سه شنبه دوم اسفند 1390 ] [ 15:2 ] [ محیا ]

سلام... سلام ... سلام.

این پستم یک کمی متفاوته...این شعر هم با بقیه شعرهایی که تا به حال گذاشتم فرق میکنه...

این شعر از طرف من و دوستم فائزه تقدیم به سرکارخانم عامری کسی که

داشتنش جبران همه نداشتن هاست....

بی قرار توام ودر دل تنگم گله هاست

آه ! که بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست

مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب

در دلم هستی و بین من وتو فاصله هاست

آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد؟

« بال » وقتی قفس پرزدن چلچله هاست

بی تو هر لحظه مرا بیم فروریختن است

مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست

باز می پرسمت از مسئله دوری وعشق

و سکوت تو جواب همه مسئله هاست

فاضل نظری


موضوعات مرتبط: شعر
[ سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390 ] [ 16:23 ] [ محیا ]

 

شهادت امام رضا (علیه السلام) بر تمام عاشقان اهل بیت

تسلیت باد.

امام رضا(علیه السلام): اگر دوست دارى با ما در درجات عالى بهشت همراه باشى، در اندوه ما

اندوهگين و در خوشحالى ما، خوشحال باش، و بر تو باد به ولايت ما، زيرا اگر كسى سنگى

را دوست داشته باشد، خداوند در روز قيامت او را با آن سنگ محشور خواهد كرد.



موضوعات مرتبط: دل نوشته ها
[ دوشنبه سوم بهمن 1390 ] [ 16:22 ] [ محیا ]
رحلت رسول اکرم حضرت محمد مصطفی (صل الله علیه و آله) و امام حسن مجتبی (علیه السلام)

 بر پیشگاه حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرج الشریف) و تمامی شیعیان و

همه دوستان تسلیت باد.




نمی دونم چرا این روزا اینقدر حالم گرفته ست .... خسته شدم از این دنیای پر از گناه و .... خسته

شدم از دنیای
بدون گل نرگس ، بدون صاحب الزمان ....

بچه ها برام دعا کنید .... این روزا رو اگه از دست بدیم ...

دعا میکنم تا هممون از این چند روز به خوبی استفاده کنیم و نهایت بهره رو ببریم.

التماس دعا

یا علی.


موضوعات مرتبط: دل نوشته ها
[ شنبه یکم بهمن 1390 ] [ 16:17 ] [ محیا ]

هر قاصدکی یک پیامبر است ....

هر قاصدکی یک پیامبر است . ساکت و ساده و سبک بود ، قاصدکی که داشت می رفت . فرشته ای

به او رسید و چیزی گفت .

قاصدک بی تاب شد و هزار بار چرخید و چرخید و چرخید .

قاصدک رو به فرشته کرد گفت : اما شانه های من ظریف است . زیر این خبر می شکند من نازکتر

ازآنم که پیامی این چنین بزرگ را با خود ببرم

فرشته گفت : درست است آن چه باید تو بر دوش بکشی غیر ممکن است و سنگین ؛ حتی برای کوه

اماتو می توانی . زیرا قرار است تو بی قرار باشی .

فرشته گفت : فراموش نکن نام تو قاصدک است و هر قاصدکی یک پیامبر .

آن وقت فرشته خبر را به قاصدک داد و رفت و قاصدک ماند و خبری دشوار که بوی ازل و

ابد می داد .

حالا هزاران سال است که قاصدک می رود ، می چرخد و می رود ، می رقصد و همه می دانند که

او باخود خبری دارد .

دیروز قاصدکی به حوالی پنجره ات آمده بود . خبری آورده بود و تو یادت رفته بود که هر قاصدک

یک پیامبر است . پنجره بسته بود تو نشنیدی و او رد شد .

اما اگر باز هم قاصدکی را دیدی ، دیگر نگذار که بی خبر بگذارد و برود از او بپرس چه بود آن خبری

که روزی فرشته ای به او گفت و او این همه بی قرار شد .


عرفان نظرآهاری


موضوعات مرتبط: داستان
[ پنجشنبه بیست و نهم دی 1390 ] [ 20:42 ] [ محیا ]

 

سلام دوستای خوبم

شب یلداتون مبارک و امیدوارم به همتون خیلی خوش بگذره

این پستم با اینکه مطمئنم قبلا خوندینش ولی به نظرم قشنگه

امیدوارم خوشتون بیاد

 

 

یلدا دختر خورشید 

یلدا نام فرشته ای است، بالا بلند، با تن پوشی از شب و دامنی از ستاره

یلدا نرم نرمک با مهر آمده بود

با اولین شب پاییز آمده بود

و هر شب ردای سیاهش را قدری بیشتر بر سر آسمان می کشید

تا آدمها زیر گنبد کبود آرامتر بخوابند

یلدا هر شب بر بام آسمان و در حیاط خلوت خدا راه می رفت

و لا به لای خواب های زمین لالایی اش را زمزمه می کرد

گیسوانش در باد می وزید و شب به بوی او آغشته می شد

یلدا شبی از خدا پاره ای آتش قرض گرفت

آتش که می دانی، همان عشق است

یدا آتش را در دلش پنهان کرد تا شیطان آن را ندزدد

آتش در وجود یلدا بارور شد

فرشته ها به هم گفتند:

یلدا آبستن است. آبستن خورشید

و هر شب قطره قطره خونش را به خورشید می بخشد

و شبی که آخرین قطره را ببخشد، دیگر زنده نخواهد ماند

فرشته ها گفتند:

فردا که خورشید به دنیا بیاید یلدا خواهد مرد

یلدا آفرینش را تکرار می کند

 ***

راستی فردا که خورشید را دیدی به یاد بیاور که او دختر یلداست

و یلدا نام همان فرشته ای است که روزی از خدا پاره ای آتش قرض گرفت

[ چهارشنبه سی ام آذر 1390 ] [ 16:18 ] [ محیا ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

در نخستین روز های جوانی در جستجوی راهی سبز هستم تا روح بی قرارم را به آبی های آسمان پیوند زند. پاک و سرفراز و پرغرور... برایم دعا کنید.
امکانات وب

امارگیر حرفه ای سایت

كد موسيقي براي وبلاگ